تبلیغات
آندروید, بازی موبایل, نرم افزار موبایل,اس ام اس...

دوشنبه 1 مهر 1387 01:09 ب.ظنویسنده : مهدی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام ...

شاید این آخرین سلام من در این وبلاگ باشه ...

۱۵ ماه هست این وبلاگ هر ماه داره به روز میشه ...

راستش به راه افتادن این وبلاگ خیلی اتفاقی بود ...

راستش قبلا با بنیامین وبلاگ درباره بازی داشتیم که یک ماه بیشتر نبود که راه انداخته بودیم اما میهن بلاگ و همراه با اون وبلاگ ما هم به هم ریخت ...

اما بنیامین گفت یک وبلاگ با موضوع موبایل بزنیم ...

حقیقتا خیلی خوب کار کردیم ... اما انصافا من تنهایی داشتم کار می کردم ...

اما با این حال متوسط بازدید های ما در عرض ۳ ماه به ۴۰۰ تا در هر روز رسید ...

حتی بعضی از روز ها به بیش از ۱۰۰۰ بازدید در روز رسید ...

تا اینکه در این ماه به زور ۱۵۰ تا بازدید در روز داشتیم ...

خیلی خوشحالم که یکی از دوستان قدیمی باز هم به وبلاگ ما سر زده و نظر داده ... اما تقریبا این وبلاگ دیگه تعطیل شده ...

نه کسی مثل سابق به ما نظر میده و نه بازدید های ما به اندازهی قبل هست ...

راستش خیلی زحمت کشیده بودم و بادید ها را به آن اندازه رسونده بودم ...

به محمد گفتم که بیاد نویسنده بشه چون فکر می کرده حداقل ۳ روز یک بار مطلب بذاره ...

محمد اوایل عالی کار کرد و هر روز پست می ذاشت اما خودش وبلاگ داشت و دیگه کمتر پست گذاشت و الآن در وبلاگ خودش هم پست نمیذاره ...

به سامان گفتم پست بذار اما حتی یک پست هم نذاشت ...

بنیامین هم که بعضی وقت ها پست می ذاشت و بعضی وقت ها هم اصلا پست نمیذاشت ...

اگر با تعطیل شدن یا تعطیل نشده وبلاگ موافق هستید نظر بدهید ...

یا علی ـ موفق باشید


آخرین ویرایش: - -

 
سه شنبه 3 مرداد 1396 07:50 ب.ظ
Keep this going please, great job!
پنجشنبه 17 فروردین 1396 04:05 ق.ظ
I absolutely love your blog and find almost all of your
post's to be just what I'm looking for. Would you
offer guest writers to write content for yourself?
I wouldn't mind composing a post or elaborating on many of the subjects you write about
here. Again, awesome blog!
دوشنبه 1 مهر 1387 03:09 ق.ظ
age mishe bazi real football 2008 ya 2009 ra baraye n73 dar saitetan gharar dahid
دوشنبه 1 مهر 1387 02:09 ق.ظ
هیچ کس ویرانی ام را حس نکرد ، وسعت تنهاییم را حس نكرد
درمیان خنده های تلخ من ، گریه های پنهانی ام را حس نكرد
در هجوم لحظه های بی كسی ، درد بی كس ماندنم را حس نكرد
آن كه با آواز من مانوس بود ،
لحظه های پایانی ام را حس نكرد

دوشنبه 1 مهر 1387 12:09 ب.ظ
درودبرگرامی همدل.
زندگی داری پستی و بلندی هایی میباشد.
به نمان یك همدل یه نصیحت به تو میكنم:
هنگامی كه كوك بودی تا دو قدم راه میرفتی میخوردی زمین و باز برمیخواستی.
اینقدر زمین خوردی تا راه رفتن را آموختی.
حال هم اینقدر زمین میخوری تا تارنگاری نگاری(وب نگاری)را بی آموزی.
اگر مرد كنشی(مرد عملی)دوباره
آغاز كن.
وگر نه باید برات متاسف باشم.
چون اگر الان نتوانی از عهده یك مشكل كوچك بربیایی فردا در زندگی مشتركت دچار مشكل میشوی و با اولین زمین خوردن همه چیزت را از دست میدی.
این نرگش من بود.
دیگر به خودت بستگی دارد.
شادوپیروزباشی.
بدرود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر