تبلیغات
آندروید, بازی موبایل, نرم افزار موبایل,اس ام اس... - مطالب بـــازی های کامپیوتری

:. بازی های کامپیوتری، علمی جدید .:

یکشنبه 16 تیر 1387 11:07 ق.ظنویسنده : مهدی

 

به نام خـــدا

 بازی های کامپیوتری، علمی جدید:

فکر می کنم حدود ۴۰ سال پیش اولین کنسول بازی عرضه شد. اما شاید خیلی ها حضور بازی های کامپیوتری در زندگی ما را کنسول آتاری بدانند. و بعد ها هم شرکت های نینتندو، سگا، سونی، مایکروسافت و ... پا به عرضه ی کنسول های بازی گذاشتند.

شاید در ابتدا کنسول های بازی و بازی ها فقط برای اوقات فراغت یا وقت گذراندن بودند، اما حالا این بازی ها علاوه بر بازی کردن و پر کردن اوقات فراغت، راهی برای افزایش معلومات، تقویت زبان انگلیسی و صد ها فایده ی مفید دیگر هستند. و حتی گاهی پیش آمده که برخی بازیباز ها از یک شخصیت بازی الگو گرفته اند. این جا این سؤال پیش می آید که:

آیا باید به این صنعت همانند یک وسیله ی سرگرمی برای بچه  های کوچک نگاه کنیم یا مانند یک علمی نو و جدید به آن بنگریم؟؟؟

جواب این سوال کاملا واضح است، هم اکنون ما باید بازیهای کامپیوتری و ویدیویی را علمی جدید به حساب بیاوریم که از راه سرگرم کردن آموزنده هم هستند و حتی فواید زیادی هم دارند. البته عکس و مخالف این قضیه هم مصداق دارد.

تا بحال از فواید بازی ها مقاله زیاد خوانده و شنیده شده و یکی از جدید ترین مقاله هایی که من تا کنون خوانده ام مقاله ی بازی درمانی بوده است.

بازی ها همه جزو یک علم و فناوری هستند(فناوری دیجیتال) پس چطور بگوییم این بازی ها کاملا مضر و بیهوده هستند، نظر شما چیست؟

به نظر من به جای اینکه در برنامه های تلویزیون این علم و سرگرمی جدید و مدرن را محکوم کنیم، بهتر است از فواید، مقدار بازی کردن در روز و اینکه چگونه بازی کنیم بگوییم مثلا بعد از یک ساعت بازی کردن باید یک ربع استراحت و نرمش داشته باشیم.

و سخن آخر این که بازی زندگی نیست و زندگی هم بازی نیست اما بازی ها هم یک علم به حساب می آیند و باید از آن استفاده های سودمند کرد چرا که محبوبیت این صنعت در دنیا از صنعت سینما هم سبقت گرفته و باید مطالب فرهنگی و پند ها و نصیحت های خود را باید از این صنعت منتقل کنیم.


امیدوارم این مقاله مورد توجه قرار گرفته باشد و اگر کم و کاستی داشت ببخشید.

یا علی ـ موفق باشید


آخرین ویرایش: - -

 

:. داستان بازی Assassins Creed .:

یکشنبه 19 خرداد 1387 11:06 ق.ظنویسنده : مهدی

 

به نام خـــدا

بازی در سال 2012 آغاز می شود,جایی که ملیس دسموند ( Miles Desmond ) شخصیت بازی در زمان حال توسط تشکیلات مخفی Abstrego Industries دزدیده شده و به مکانی نا معلوم
 برده می شود تا مورد آزمایش Animus قرار بگیرد. Animus دستگاهی است که امکان دسترسی به خاطرات نیاکان یک فرد از طریق شناسایی
 DNA های مخفی سلول های مغز فرد مورد نظر را می دهد. به عبارت ساده تر  شما با این دستگاه می توانید زندگی اجدادتان و ماجراهایی که برای آن ها اتفاق افتاده است دنبال کنید.Desmond از نوادگان نسل الطیر (Altair) و جزو 17 فردی است که مورد آزمایش این وسیله قرار می گیرند. هدف تشکیلات نیز از دزدیدن این 17 نفر که دسموند نیز جزو آن ها بوده رسیدن به مکان شی ای ارزشمند به نام Piece of Eden برای برقرار کردن صلح در جهان است. Piece of Eden شی ای بلورین شبیه به سیب است که امکان کنترل تفکر دیگر افراد را به فردی که از آن استفاده می کند می دهد. البته کاملا مشخص است که Abstrego چنین نیت خیری ندارد. دسموند نیز که در ابتدا شدیدا مخالف این کار بود سر انجام مجبور می شود سر تعظیم فرود آورد. داستان بازی با سوژه قرار دادن زندگی الطیر از جایی آغاز می شود که ریچارد شیردل توانسته طی نبردی سخت شهر ACRE از دست صلاح الدین پس بگیرد و حالا هدف آن حمله به اورشلیم و تصرف آن است. صلاح الدین نیز که به شدت از شکست نیرو هایش در برابر ریچارد عصبانی شده نیرو های خود را به خرابه های شهر Arsuf منتقل و در آنجا مستقر می کند تا زمانی که نیرو های ریچارد در داه رسیدن به اورشلیم از آنجا عبور می کنند توسط صلاح الدین و یارانش غافلگیر شوند. بالا خره صلاح الدین در این نبرد پیروز می شود. شما زمانی کنترل الطیر را در دست می گیرید که وی در حال تلاش برای کشتن یکی از Templer ها Robert De Sable است اما با یک حرکت ناشیانه موفق به کشتن او نمی شود و از مقام بسیار بالایی که داشت به مقام Uninitiated (پایین ترین درجه) تنزل و تمام توانایی هایش را از دست میدهد. اما فرمانده او "المعلم" با دادن یک ماموریت یک فرصت دیگر به الطیر می دهد و این یعنی آغاز ماجرای ASSASSIN’S CREED.
 
 ماموریت محول شده به الطیر کشتن 9 نفر از مصوبین جنگ های صلیبی (Templer ها)است. هر بار که یکی از آن ها را می کشید الطیر مدتی با آن ها صحبت می کند و آن ها کار هایشان را توجیح می کنند و نهایتا حقایق جدیدی را برای الطیر فاش می کنند. در تمام طول بازی المعلم خود را دشمن سرسخت Templer ها نشان می دهد اما نهایتا وقتی الطیر رابرت را در Arsuf می کشد رابرت به او می گوید که المعلم خود یکی از Templer هاست که حالا به قدرت بلا مانعی رسیده است. پس از کشف این حقیقت الطیر به Masayef بر می گردد اما با یک صحنه عجیب روبرو می شود. آن هم هیپتونیزم تمام شهر توسط المعلم است. نهایتا پس از نبرد با تعداد زیادی اساسین دیگر او به المعلم می رسد و در یک جنگ سخت او را می کشد و Piece of Eden را نیز بر میدارد. همچنین با باز شدن این گوی مکان اختفای دیگر Piece of Eden ها در کره زمین مشخص می شود. و این دروازه ای است برای رسیدن Templer های جدید(Abstrego) به گوی ها!

یا علی ـ موفق باشید


آخرین ویرایش: - -

 

:. ترینر بازی Prince Of Persia:Warrior Whithin .:

چهارشنبه 28 شهریور 1386 03:09 ق.ظنویسنده : مهدی

 

به نام خدا

سلامی گرم به همه ی دوستان و بازدیدکنندگان گل،امیدوارم حالتان خوب باشد.

در این پست براتون ترینر بازی Prince Of Persia:Warrior Whithin را می گذارم تا دانلود کنید...امیدوارم خوشتون بیاد.

 

دانلود ترینر

 

یا علی ـــــ موفق باشید


آخرین ویرایش: - -

 

:. نقد بازی God Of War II.:

شنبه 13 مرداد 1386 11:08 ق.ظنویسنده : مهدی

 

به نام آنکه عشق را آفرید

با سلام خدمت دوستان عزیز،امیدوارم حالتان خوب باشد.

نقد بازی God Of War II

سبک بازی:Action Adveture

سازنده:SCEA

ناشر:SCEA

درجه بندی سنی:17 سال یه بالا

مقدمه:

آن هنگام که اورانوس، حکمران عالم، فرزندان خود را در تارتاروس زندانی کرد تا روشنایی را نبینند، گایا، مادرشان، داس بسیار بزرگی خلق کرد و به فرزندانش هکاتونکیرس، ساکلوپس و کرونوس پیشنهاد کرد تا اورانوس را از بین ببرند. از میان این فرزندان، تنها کرونوس بود که شجاعت انجام این کار را داشت و داس گایا را برای کشتن پدر از او گرفت. پس از آنکه که اورانوس توسط کرونوس از پای درآمد، کرونوس و خواهرش رئا خود را پادشاه و ملکه ی علم نامیدند و برادرانشان را دوباره زندانی کردند. اما گایا به کرونوس هشدار داد همانگونه که او پدرش را از پای درآورد، کرونوس نیز از یکی از فرزندانش شکست خواهد خورد.

آن شد که کرونوس همه ی فرزندانش از رئا را می خورد تا هیچ کدام زنده نمانند. اما رئا پس از خورده شدن آخرین فرزندانش، هادس و پوزیدون، این عمل کرونوس را تاب نیاورد و به جای شمشیر فرزند که زئوس نام داشت، یکه تکه سنگ در پارچه ای پیچید و به کرونوس داد. گایا خود تربیت زئوس را بر عهده گرفت و او را بزرگ کرد. وقتی زئوس به بزرگسالی رسید با کشتن کمپ، اژدهای نگهبان زندان هکاتونکیرس و سایکلوپس، آنها را آزاد کرد. سایکلوپس به پاس قدردانی از زئوس، نیروی استفاده از تندر را به او بخشید. در نبرد بزرگ تایتان ها ، زئوس، هکاتونکیرس، سایکلوپس برادران و خواهران بزرگتر زئوس که با دریده شدن شکم کرونوس نجات پیدا کرده بودند، کرونوس و دیگر تایتان ها را شکست دادند. زئوس تایتان ها را در تارتاروس زندانی کرد و اطلس، یکی از تایتان هایی که در برابر زئوس جنگید را محکوم کرد تا آسمان ها را روی شانه اش نگه دارد.

پس از شکست دادن تایتان ها، زئوس دنیا را با برادرانش هادس و پوزیدون تقسیم کرد؛ دریاها از آن پوزیدون شد، دنیای زیرزمین از  آن هادس و آسمان ها قلمروی زئوس.

خلاصه داستان God Of War 1 

کراتوس فرمانده جنگجوی اسپارتا که در واقع پسر زئوس وبرادر ناتنی Ares و Athena و موجودی بین انسان و خـــدایان اساطیری  است، در جنگی با Barbarian ها در آستانه شکست، روح خود را به Ares فروخته و نجات می یابد و پس از آن با دریافت Blade of Chaos سرباز خدای جنگ می شود.او در خشونت و وحشی گری به جایی می رسد که با حمله به معبد Athena مرگ زن و فرزند خودش را به دست خود رقم می زند.پس از این اتفاق کابوس و وحشت کراتوس را رها نمی کند.او برای گرفتن انتقام و نابودی Ares وارد معبد پاندورا شده و در نبردی با Ares به دوزخ فرستاده می شود.اما سر تسلیم شدن در برابر مرگ را هم ندارد و در نهایت به عنوان برگزیده خدایان باز می گردد و به کمک آن ها در نبردی Ares را نابود می کند.خدایان گناهان گذشته ی او را مورد بخشش قرار می دهند.اما کابوس های او را درمان نمی کنند.کراتوس که تاب تحمل این عذاب را ندارد خود را به آب می اندازد تا بمیرد.اما خدایان او را نجات داده و اریکه خالی خدای جنگ Ares را به او می بخشند.و این گونه کراتوس تبدیل به خدای جنگ (God Of War) می شود.

 

داستان God Of War 2

کراتوس با وجود این که به مقام خدای جنگ دست یافته است،اما از آنجا که او یک انسان میرا بوده که با شکست Ares به این مقام نائل آمد،لذا تمام خدایان ساکن کوه المپ به چشم تحقیر و سرزنش به او نگاه می کردند.اما کراتوس هیچ نیازی به آن ها نداشت و تمام وقت خود را بر روی زمین به لشکر اسپارتا اختصاص داده و در قساوت و خشونت حتی از Ares نیز پیشی جسته بود.لشگر اسپارتا نبرد عظیمی را آغاز کرده و در حالی که کراتوس از جایگاهش در کوه المپیوس آن ها را می کرد،شهر ها را یکی پس از دیگری به تصرف خود در می آوردند. 

روزی در هنگامکه کراتوس برای تصرف شهر Rhodes آماده می شد،آتنا نزد آو آمد و درخواست کرد به این نبرد خونین خاتمه دهد و کراتوس با اشاره به این مطلب که به هیچ کس نیازی ندارد او را کنار زده و رهسپار شهر Rhodes بر روی زمین می شود و به محض رسیدن به شهر همانند Ares در شهر آتن شروع به ویران و نابود ساختن جای جای شهر می کند.ناگهان آتنا در هیبت یک مرغ دریایی ظاهر شده و با استفاده از نیروی جادویی ضمن برگداندن کراتوس به اندازه سابق و گرفتن بیشتر نیروهای خدایی او،سراغ مجسمه ی غول پیکر Rhodes رفته و با جان بخشیدن به آن،مجسمه را رهسپار نبرد علیه کراتوس می کند.البته قدرت کراتوس ماورای تصور خدایان می بوده و او با وجود این که نسبت به قبل بسیار ضعیف تر شده بود،باز هم از پس این رقابت برآمده و در چند نبرد پیاپی مجسمه عظیم الجثه را شکست داد.تا این که در نبرد نهایی مقابل مجسمه قرار میگیرد.در این جا زئوس دست به یک تدبیر کارساز می زند و با فرستادنBladeOfOlympus(شمشیری که زئوس در جنگ بوسیله آن تایتان ها و کرونوس را شکست داده بود)در ظاهر سعی می کند به کراتوس کمک کند.اما قضیه چیز دیگری بود.زیرا کراتوس جهت استفاده از آن مجبور شده بود باقی مانده قدرت خدایی خود را نیز از دست داده و تمام آن قدرت ها را به شمشیر الیمپوس منتقل کند و آن را به حداکثر قدرت خود برسانــــــــــــــد.

کراتوس به وسیله اسلحه جدیدش موفق شد مچسمه را از بین ببرد.اما دست این غول عظیم الجثه در حال سقوط بر روی کراتوس افتاد و او را که دیگر هیچ یک از قدرت های سلبق خود را نداشت به سختی مجروح ساخته و در مقابل لشکریان اسپارتا نقش زمین نمود.در حالی که کراتوس تلو تلو خوران به سمت شمشیرش در حال حرکت بود،زئوس ظاهر شد و BladeOfOlympus پرقدرت شده را در اختیار خود گرفت.ظاهرا از آنجا که آتنا از توقف وحشی گری و خشونت کراتوس انصراف داده بود،خود زئوس مجبور شده بود شخصا وارد عمل شود.او به کراتوس در آخرین لحظات شانس دیگری داد که تا ابد مطیعش بوده و به او خدمت کند.اما کراتوس نپذیرفت و زئوس با فریاد"تو هرگز فرمانروای الیمپوس نخواهی شد"با ضربه ی شمشیر سینه ی کراتوس را شکافت و او را کشت.

در حالی که کراتوس برای دومین بار به سمت Hades سقوط می کرد،کمک غیر متظره ای دریافت کرد:Gaia مادر زمین.کسی که گویا تمام مدت مراقب و نظاره گر کراتوس بوده.او زخم های کراتوس را التیام  می بخشد و به او می گوید اگر می خواهد سرنوشت را تغییر دهد،باید در جستجوی سه خواهر سرنوشت باشد...

گــــــــرافیــــــــــک

گرافیک بازی نهایت فدرت Play Station2 هست.بافت ها و جلوه ها استثنایی هستند،مراحل بزرگ و زیبا هستند و انیمیشن ها و مدل سازی به بهترین شکبل انجام شده و در ضمن سرعت فریم عالی و زمان بار گذاری بسیار کوتاه است.

موزیـــــک و صــــــــــدا

موسیقی بازی همانند قسمت اول زیبا و شنیدنی است و دوبله و صداگذاری عالی است و از پیشگامان حرفه ای استفاده شده است.

گـیــــــــــم پلــــــــــــــی

اکشن و مبارزات دلچسب است و سلاح ها نسبت به نسخه ی اول بیشتر شده است.دشمنان و غول ها متنوع تر شده اند،همچنین غولآخر ها بیشتر شده اند.گرچه از کیفیت آن ها کاسته شده است.مراحل بازی هم پیچیده و عالی است و کاملا باید برای انجام هر مرحله از قدرت فکر خود استفاده کنید.

 

حـــــــرف آخــــــــــــــــــــــر

بازی خدای جنگ 2 یک بازی عالی و خوش ساخت است و تنها ایرادی که دارد این است که بازی پایان ندارد و بازیباز ها باید چند سال دیگر صبر کنند تا احتمالا بازی خدای جنگ 3 را بر روی Play Station 3 بازی کنند.

یا علی ـــ موفق باشید

ادامه مطلب

آخرین ویرایش: دوشنبه 15 مرداد 1386 01:08 ق.ظ